رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

اولین مریضی پسر ما

1391/8/18 14:28
نویسنده : رومینا
257 بازدید
اشتراک گذاری

 سشنبه  عصری  با مامی جون رفتم  پیش الهه جون  ماشاالله مبین هم بزرگ شده بود خیلی خواستنی شده  اونجا با هم بازی کردید بعد رفتیم بیمارستان دیدن مادر  ولی من شما رو نبردم داخل  بیچاره مادر هم به خاطره ریه هاش عملش افتاده برای دوشنبه  . سرما هم خورده دکتر اجازه عمل نداده تا دوشنبه اگه خوب بشه عمل میشه. وقتی از بیمارستان اومدم خونه دیدم بی قرار شدی و تب داری خیلی ترسیده بودم  تبت رو 39 درجه بود وقتی بغلت میکردم از داغی بدنت من خیس عرق میشدم خیلی سخت بود برای کسی که تا الان تجربه نداشته باشه. ساعت 3 صبح هم نمی تونستم به کسی زنگ بزنم تا بپرسم شانس منم اینترنت قطع بود نشد اطلاعات بگیرم برای پایین اوردن تبت.کوچکترین صدایی میومد از خواب می پریدی و جیغ میزدی حتی می ترسیدم نفس بکشم  اون شب هم بابایی یه خرپفی میکرد که نگوووووووووووووووووووووووووووو  . صبح بردمت دکتر دارو دادو گفت ویروس 3روزه هست  وزنت 8100 شده بود  از طرفی هم بدنت حسابی سوخته خیلی وحشتناکه. با وجودی که زود به زود عوضت می کنم نمی دونم چرا مامی جونت میگه بخاطره دندون دراوردن جیشت اسیدی شده سوختی. دیروز پوشکت نکردم  فقط کارم لباس شستن شده بود تا اونو میشستم بعدی کثیف میشد  خاله من هم اومد دیدنت عزیز دلم ایشالله که دیگه مریضیتو نبینم  وقتی که میبینم بی حال هستی بغضم میگیره به شیر هم بی میل شدی . دکتر هم گفت که دیگه غذا دادن رو شروع کنم خیلی مزه داد برای اولین بار با قاشقت بهت  لعاب برنج دادم بعد خاله نگین و مامی جونت دیشب  پیش ما موندن اصلا حوصله نداشتی  بد قلقی میکردی  خدا کن زود خوب بشی پویان پسر خاله بابایی هم مریض شده بستری کردن بیمارستان.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

روزهای شیرین
18 آبان 91 15:11
سلام خاله رومینای ناز وهربون. الهی فداش بشم رادوین تپلی ما ملیس شده جوووووونم میفهمم چقد برات سخته. برا سوختنشم من برا لارا یه پماد استفاده کردم خیلی خوب بود هر بار عوض کردی تمیز کن بزن به محل اسمش "کالاندولا" هستش از داروخونه گرفتیم ما.برا تبشم فک کنم صورتشو بشوری خوب باشه نازم انشا... زودی خوب بشه غصه نخور